طرح های توجیهی فنی اقتصادی

هزینه های سرمایه گذاری کل

مقصود از هزینه های سرمایه گذاری کل چیست؟ وقتی در اخبار می شنویم و یا در گزارش ها می خوانیم که بطور مثال «واحد نورد ورق گرم در فولاد مبارکه اصفهان به ظرفیت ۳۵۰۰۰۰ تن در سال و با هزینه ای بالغ بر ۴۰۰ میلیون یورو به بهره برداری رسید» این ۴۰۰ میلیون یورو شامل چه اقلامی است؟
به طور خلاصه باید گفت که هزینه های سرمایه گذاری کل شامل ۴ زیرمجموعه اصلی می باشد:
• اول: هزینه های سرمایه گذاری ثابت
• دوم: هزینه های قبل از بهره برداری یا هزینه های دوران ساخت
• سوم: هزینه های سرمایه در گردش
• چهارم: سود دوران مشارکت یا همان هزینه بهره های دوران ساخت
هزینه های سرمایه گذاری ثابت هزینه هایی است که منجر به ایجاد دارایی هایی می شوند که دارای نقش در تولید هستند و بیش از یک دوره مالی عمر نمی کنند. دارایی های ایجاد شده خود به ۲ دسته تقسیم می شوند: دارایی های استهلاک پذیر و دارایی های استهلاک ناپذیر
دارایی های استهلاک پذیر دارایی هایی هستند که برای تولید بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم بکار می روند، و بیش از یک دوره عمر می کنند و عمرشان محدود است و بعبارتی کهنه و فرسوده می شوند؛ مانند ماشین آلات خط تولید، تجهیزات جانبی، ساختمانهای اداری و تولیدی
دارایی های استهلاک ناپذیر دارایی هایی هستند که برای تولید بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم بکار می روند، و بیش از یک دوره عمر می کنند اما عمرشان نامحدود است و کهنگی ندارند، مانند زمین، حق انشعاب برق و لیسانس های تولید.
هزینه های قبل از بهره برداری نیز عمدتا هزینه هایی هستند که در دوران ساخت پرداخت می شوند با این حال اوصافشان به هزینه های سرمایه گذاری ثابت نمی خورد و لذا به عنوان هزینه های قبل از بهره برداری یا هزینه های قبل از تولید نامگذاری شده اند.
بعنوان مثال می توان به این موارد اشاره کرد: هزینه های خدمات مشاوره، هزینه های دفتر مرکزی در دوران ساخت (اجاره ساختمان، حقوق و دستمزد منشی، تایپیست و …)، هزینه های ثبت شرکت، هزینه های مسافرت های داخلی و خارجی (جهت شرکت در نمایشگاهها و یا عقد قرارداد و …) و میزبانی مهمانان، هزینه انجام مطالعات و ارزیابی های گوناگون
هزینه سرمایه در گردش بصورت خیلی ساده هزینه هایی که لازم است تا انجام شود تا خط تولید نخوابد و کارخانه سرپا بماند.
سود دوران مشارکت نیز بصورت گذرا عبارتست از هزینه های سود ناشی از تامین مالی که در دوران ساخت به پروژه تعلق می گیرد. این دو موضوع در قسمت های دیگر به تفصیل توضیح داده می شود.
بنابراین این هزینه ۴۰۰ میلیون یورویی احداث واحد نورد در فولاد مبارکه علی القاعده باید شامل تمامی این ۴ زیرمجموعه باشد.

۱٫۱ هزینه های تولید

هزینه های تولید هزینه هایی هستند که در دوران بهره برداری صورت می گیرند و بطور مستقیم و یا غیر مستقیم در فرآیند تولید بکار می روند و در هر دوره مالی تکرار می شوند. هزینه های تولید دارای زیر مجموعه ها و اجزای بسیار متنوعی است، در زیر سعی می کنیم لیست کاملی از این هزینه ها را بهمراه مثال ارائه کنیم.

ردیف سرفصل تعریف مثال
۱ مواد اولیه اصلی نقش اصلی در تولید محصول را دارند.
۲ مواد اولیه فرعی
(مواد بسته بندی و کمکی) نقش اصلی در تولید محصول را ندارند اما نبودشان ممکن است منجر به کاهش کیفیت محصول، از دست رفتن استانداردهای مختلف، کاهش فروش و … شود.
۳ ملزومات کارخانه مواد لازم جهت اداره راهبردی و کنترل تجهیزات و ماشین آلات خط تولید
۴ انرژی همان هزینه های تامین انرژی است.
۵ یوتیلیتی هزینه های تامین انواع گازها و آب ها جهت خط تولید و یا خارج از آن.
۶ قطعات و لوازم یدکی با هزینه های تعمیر و نگهداری متفاوت است و فقط شامل هزینه خرید قطعات و لوازم یدکی می شود.
۷ تعمیر و نگهداری شامل کلیه هزینه های نیروی انسانی و مواد و ملزومات مورد نیاز جهت تعمیرات کارخانه می شود.
۸ نیروی انسانی کلیه هزینه های حقوق و دستمزد نیروی انسانی دستمزد کارگران فصلی، حقوق اعضای هیئت مدیره
۹ سربار نیروی انسانی کلیه هزینه های تامین نیروی انسانی بجز حقوق و دستمزد پاراش آخر سال، هزینه های بیمه، پرداخت تشویقی های مختلف به کارگران و کارمندان
۱۰ سربار کارخانه هرگونه هزینه ای که ارتباط مستقیمی با خط تولید ندارد. حقوق نگهبانان کارخانه، هزینه پخت غذای کارگران، هزینه های سرویس های رفت و آمد، اسکان کارگران
۱۱ بازاریابی کلیه هزینه هایی که در فرآیند فروش و بازاریابی انجام می شود ساخت تیزر تبلیغات تلویزیونی، مواد بسته بندی نهایی، پورسانت بازاریابها، اجاره دفتر فروش، حقوق مدیر فروش
۱۲ هزینه های اداری کلیه هزینه های مربوط به انجام امور اداری و پرسنلی حقوق منشی ها و حسابدارها، هزینه های تایپ و تکثیر
۱۳ هزینه های تامین مالی کلیه هزینه های ناشی از اخذ وام و تسهیلات و هم چنین لیزینگ تجهیزات و ماشین آلات پرداخت سود به بانک … ، پرداخت اجاره دستگاهها
۱۴ استهلاک

۱٫۲ انواع هزینه های تولید از بعد ثابت یا متغیر بودن

اگر نگاهی به مثال های جدول فوق بیندازید می بینید که هزینه های تولید در یک موضوع با هم متفاوتند. بعضی از آنها به میزان و سطح تولید وابسته اند و برخی دیگر مستقل از هزینه های تولید هستند. به آن دسته از هزینه های تولید که تابعی از میزان تولید هستند هزینه تولید متغیر می گویند. بعبارت دیگر هنگامی که میزان تولید افزایش یا کاهش می یابد این هزینه ها نیز بالتبع افزایش یا کاهش می یابند.
در مقابل هزینه های ثابت تولید را داریم که هیچ ارتباطی با سطح تولید ندارند و کارخانه چه تولید بکند و چه تولید نکند این هزینه ها بر دوش صاحبان کارخانه سنگینی می کند.
توجه به این نکته ضروری است که برخی از هزینه ها دو ملیتی هستند یعنی بخشی از آنها هزینه تولید ثابت و بخشی متغیر است.
حال یک مثال، دانشگاه را به مثابه یک واحد تولیدی و محصولات آن را نفر/ساعت آموزش دانشجو فرض کنید، در چنین واحد تولیدی هزینه دستمزد کارمندان دائمی بخش آموزش و کارمندان دائمی اداری و مالی دانشگه جزو ۱۰۰% ثابت محسوب می شوند که چه در تابستان چه دیگر اوقات سال وجود دارند و وزارت علوم باید حقوقشان را پرداخت کند.
از سویی هزینه ماژیک وایت برد و یا هزینه نظافت خوابگاهها را داریم که در تابستان به صفر می رسد؛ بنابر این جزو هزینه های ۱۰۰% متغیر محسوب می شوند.
در این میان پرداخت حقوق اساتید را داریم، اساتید آموزشی چه تدریس داشته باشند و چه نداشته باشند یک حداقل حقوق رادریافت می کنند (بخش ثابت این هزینه)، اما در ایام دانشگاه متناسب با مازاد تدریس بر ساعات موظفی، حق التدریس دیگری دریافت می کنند که می شود بخش متغیر هزینه حقوق اساتید.

۱٫۳ هزینه استهلاک

استهلاک در مورد دارایی های استهلاک پذیر صادق است. با هر سال استفاده از دارایی استهلاک پذیر بخشی از ارزش آن متناسب با نوع دارایی کاسته می شود. برای جبران این کاهش ارزش، تولیدکننده مبلغی را در قیمت تمام شده به عنوان هزینه استهلاک از مصرف کننده می گیرد. این مبالغ روی هم جمع شده و تولیدکننده را قادر می سازد تا در آخر عمر دارایی بتواند به نو و جایگزین کردن آن اقدام کند.
هزینه استهلاک جزو هزینه های قابل قبوا از نظر مالیات است و لذا تولیدکنندگان موظفند هزینه استهلاک را بر اساس روشی که سازمان امور مالیاتی وابسته به وزارت امور اقتصاد و دارایی مشخص می کند محاسبه کنند.
با این حال چندین روش مستهلک کردن دارایی در ادبیات ارزیابی طرح ها وجود دارد. ما تنها به روش هایی که در کامفار مورد استفاد قرار می گیرد اشاره می کنیم و از ورود به فرمول ها و جداول حسابداری خودداری می کنیم.
مثال خود را یک خودرو که ۱۰۰۰ واحد ارزش دارد در نظر می گیریم.
اول: روش خطی بدون قراضه
در این روش در هر سال از عمر دارایی یک مقدار ثابت از ارزش آن کاسته می شود. هیچ قیمتی نیز برای قراضه دارایی در نظر گرفته نمی شود. مثلا در مورد یک دارایی به ارزش ۱۰۰۰ واحد می گوییم:
در ۵ سال مستهلک می شود، یا هر سال ۲۰% از ارزش دارایی مستهلک می شود.
در هر دو حالت سالیانه ۲۰۰ واحد از ارزش دارایی کم می شود تا به ارزش صفر برسد.
دوم: روش خطی با قراضه
این روش نیز همانن روش قبل است با این تفاوت که قراضه دارایی دارای قیمت است. بطور مثال اگر ارزش قراضه ۱۰% باشد(یعنی ۱۰۰ واحد) در چنین حالتی سالیانه تنها ۱۸۰ واحد از ارزش دارایی کم می شود تا به قراضه که ۱۰۰ واحد است برسد.
سوم: روش مجموع سالها
در این روش تنها سالهای کارکرد دارایی مهم است و خبری از درصد استهلاک نیست. در این روش مجموع سالهای عمر دارایی در نظر گرفته می شود و بر اساس آن استهلاک حساب می شود.
چهارم: روش شتابدار
در این روش ارزش دارایی بصورت شتابدار در هر سال کم می شود. مثلا در سال اول ۴۰% در سال دوم ۳۰%، در سال سوم ۲۰% و در سال آخر ۱۰%.
خود این روش می تواند با قراضه یا بدون قراضه اعمال شود.

۱٫۴ هزینه های سرمایه در گردش

همانطور که در بخش های قبل اشاره کردیم یکی از اجزای سرمایه گذاری کل، سرمایه در گردش است.
در ایامی که در دانشگاه واحد ارزیابی طرح ها داشتیم استاد برای آموزش سرمایه در گردش از این تعریف ساده شروع کرد: هزینه هایی که لازم است انجام شود تا کارخانه اولا راه بیفتد و سرپا بماند و ثانیا نخوابد. سرمایه در گردش همانند روغن برای روان کردن و راه انداختن یک ماشین است. این مطلب در عین سادگی لب مطلب را بیان می کند.
سرمایه در گردش هزینه هایی است که باید انجام شود تا فرآیند تولید از ابتدای دریافت سفارش محصول تا خرید مواد اولیه، تامین نیروی انسانی، فرایند تولید و در نهایت بسته بندی، بازاریابی و فروش بتواند شکل بگیرند و انجام شوند.
یک خط تولید تن ماهی را در نظر بگیرید. تمام هزینه های زمین، ساختمان و تامین ماشین آلات و غیره انجام شده است و کارخانه سرپا شده است، کارگران و کارمندان هم در روز اول تولید سر کار حاضر شده اند.
حال بنظر می توان در آن واحد و در یک مسیر بدون تاخیر، ماهی را از دریا صید کرد، هزینه صید و صیادان را پرداخت و عملیات سورت، پخت، بسته بندی، افزودن مواد افزودنی، بسته بندی نهایی، برچسب زدن، بازاریابی و فروش و تحویل محصول و دریافت پول و پرداخت سایر هزینه های تولید را انجام داد؟
مسلم است که این کار نشدنی است. باید ابتدا مقداری پول در اختیار مدیرعامل کارخانه جهت خرید مواد اولیه و تامین سایر هزینه های تولید (مثلا به اندازه ۱۰ روز این هزینه ها) باشد (موجودی نقد ). مضافا اینکه باید مقداری مواد اولیه در انبارها (مثلا به اندازه ۱۵ روز تولید) نگهداری شود تا در صورت ایجاد مشکل در منبع تامین مواد اولیه (مثلا طوفان در دریاو متوقف شدن صید)، خط تولید نخوابد و یا اینکه باید یک مخزن به اندازه کافی بزرگ از سوخت در اختیار داشته باشیم (مثلا به اندازه ۳۰ روز مصرف در فصل سرما) (موجودی مواد اولیه )
علاوه بر این همیشه لازم است مقداری کالا در انبار نگهداری شود (فرضا به اندازه ۵ روز فروش) تا در صورتی که مشتری جدیدی پیدا شود سریعا پاسخش داده شود (موجودی کالای ساخته شده ).
ضمن آنکه همیشه مقداری از مواد اولیه در خط تولید گرفتارن و هنوز از خط خارج نشده اند (مثلا ۳ روز طول می کشد تا مواد تبدیل به محصول شوند) اما ما برای آنها هزینه کرده ایم (موجودی کالای در دست ساخت ).
هم چنین در خیلی از موارد محصول را می فروشیم اما پولی بابت آن دریافت نمی کنیم ( یعنی مشتری های ما محصولات را مدت دار می خرند و مثلا پولش را ۲ ماه دیگر می دهند) (حسابهای دریافتنی ). در تمامی موارد فوق ما هزینه کرده ایم و یا محصولی را فروخته ایم اما در زمان انجام کار نتیجه ای که مد نظرمان بوده است بدست نیاورده ایم. درواقع پولمان در نقاط مختلف گرفتار شده و بنابراین باید این مقدار هزینه را در محاسبات بیاوریم و به هزینه های سرمایه گذاری کل اضافه کنیم تا تامین مالی لازم صورت بگیرد.
البته در برخی موارد هم عکس موارد بالا اتفاق می افتد. بعبارت دیگر ما از یک خدمت یا کالا استفاده کرده ایم اما پولش را در آن لحظه پرداخت نکرده ایم. مثلا گاز را مصرف کرده ایم اما پولش را دو ماه دیگر می دهیم، یا از خدمات کارگران استفاده کرده ایم اما حقوق کارگران را ۳ ماه یک بار پرداخت می کنیم. این هزینه ها نیز باید در محاسبات بیاید اما با علامتی عکس علامت موارد بالا ( حساب های پرداختنی ).
همانطور که مشاهده کردید سرمایه در گردش ۴ جزء اصلی دارد که عبارتند از:
• موجودی نقد
• موجودی انبار
– کالای ساخته شده
– کالای در جریان ساخت
– موجودی مواد اولیه
• حساب های دریافتنی
• حساب های پرداختنی
در نهایت فرمول سرمایه در گردش را بصورت زیر خواهیم داشت :
WC=CIH+IN+AR-AP
همانطور که در بالا نیز به اجمال مورد اشاره قرار گرفت در بسیاری از موارد برای اعلام هزینه های سرمایه در گردش از « تعداد روزهای در گردش » یا «ضریب گردش » استفاده می شود. بطور مثال اگر ما به اندازه ۳۰ روز تولید مواد اولیه اصلی احتباج داشته باشیم که از قبل خریداری و در انبار نگهداری شود می گوییم:
سرمایه در گردش مورد نیاز از بابت موجودی انبار مواد اولیه اصلی: ۳۰ روز و یا ضری در گردش ۱۲
ضریب در گردش در حقیقت تعداد دفعاتی است که باید انبار مواد اولیه اصلی ما در یک سال پر و خالی شود؛ چون به اندازه ۳۰ روز یا یکماه مواد اولیه خریدار و نگهداری می کنیم بنابراین در طول یکسال بصورت ساده ۳۶۰ روز است ۱۲ بار انبار ما پر و خالی می شود.
یا اگر خریدان پول محصولمان را در قالب پک های ۳ ماهه می دهند در این صورت تعداد روزهای گردش ۹۰ روز و ضریب گردش ۴ خواهد بود.
در بالا گفتیم که سرمایه در گردش در کنار سرمایه گذاری ثابت و هزینه های قبل از بهره برداری و هزینه های بهره های دوران ساخت جزیی از هزینه های سرمایه گذاری کل یک طرح محسوب می شود. اما یک تفاوت بین سرمایه در گردش و سایر اجزای سرمایه گذاری کل وجود دارد و آن این است که ۳ جزئی دیگر اغلب دردوران ساخت هزینه می شوند اما سرمایه در گردش اغلب در دوران تولید.

۱٫۵ هزینه های بهره در دوران ساخت

معمولا در اجرای طرح ها و برای تامین هزینه های سرمایه گذاری ثابت، در گردش و هزینه های قبل از بهره برداری سعی می شود از منابع بانکی در قالب وام استفاده شود.
فرض کنید هزینه های ثابت سرمایه گذاری یک طرح در حدود ۲۰۰۰ واحد باشد. طبق مذاکرات صورت گرفته با بانک قرار است ۷۰% این مبلغ یعنی ۱۴۰۰ واحد از طریق وام تامین شود. با توجه به آنکه وام جهت تامین هزینه های سرمایه گذاری ثابت در دوران ساخت اخذ می شود بنابراین بهره های آن هم همزمان با دریافت وام محاسبه می شود. هر چند در حالت عادی هزینه های بهره جزیی از هزینه های تولید محسوب می شود اما این بهره ها بدلیل آنکه در دوران ساخت حادث می شوند در کنار ۳ مورد دیگر (هزینه های سرمایه گذاری ثابت، سرمایه در گردش و هزینه های قبل از بهره برداری) جزیی از هزینه های سرمایه گذاری کل قرار می گیرند.
برای پرداخت این بهره ها و انجام محاسبات آن به ۲ روش می توان عمل کرد:
اول: چون طرح در دوره ساخت درآمدی ندارد بنابراین از بانک می خواهیم که بهره های فوق الذکر را از ما دریافت نکند و بنوعی به ما مهلت دهد. بانک این درخواست را قبول می کند.؛ اما در مقابل برای جبران عدم دریافت این بهره، محاسبات خاصی را اعمال می کند. بدین ترتیب که مجموع بهره های پرداخت نشده توسط ما را روی اصل واممان قرار می دهد. بدین ترتیب ظاهرا این هزینه از دوران ساخت حذف اما در عمل به اصل وام اضافه شده است.
در حقیقت ما برای تامین یک هزینه در دوران ساخت تن به دریافت یک وام ناخواسته داده ایم که در دل وام اصلی قرار دارد. در چنین شرایطی اصل مبلغ وام و بالتبع بازپرداخت اصل آن نیز زیاد می شود و میزان سرمایه گذاری کل به اندازه بهره های منتقل شده به اصل وام افزایش می یابد. در این حالت تامین هزینه بهره در دوران ساخت صرفا از طریق یک وام دیگر (که در درون وام اول قرار دارد) تامین می شود. این روش در نرم افزار کامفار به «سرمایه ای کردن بهره » نامگذاری شده است.
دوم: هزینه های بهره در دوران ساخت باقی بماند و بخواهیم آنها را چرداخت کنیم. در این حالت لازم است این هزینه ها با استفاده از آورده یا روش های دیگر تامین مالی پرداخت کنیم.
لازم به ذکر است که نرخ بهره های دوران ساخت از موضوعات جال توجه و بحث برانگیز در بانکداری بدون ربا محسوب می شود. در حال حاضر این مسئله در قانون بانکداری بدون ربا تحت عنوان «سود دوران مشارکت» مطرح و بیان شده است که می توان مورد مناقشه و بحث علمی قرار گیرد.